رای به سایت :
227
محبوب
سازمان بسیج کارگری
سه شنبه 29 آبان 1397 -
اختلافات داخلی؛ زمینه ساز توطئه‌های خارجی
ریشه‌های ناکامی نهضت مشروطه

اختلافات داخلی؛ زمینه ساز توطئه‌های خارجی

به سبب اختلافات و ستیزهایی که میان جریان‌های مختلف انقلاب مشروطه درگرفت و به صورت لاینحل باقی ماند، نه تنها این انقلاب در تحقق اهداف خود ناکام ماند، بلکه با فضای پرآشوب و ضعف و زوالی که بعد از مشروطه در ایران ایجاد شد،...
calendar
تاریخ : 1397/05/14 - 12:20
0
محبوب  
رای به خبر :

به گزارش قسم از سازمان بسیج کارگری ،14مرداد سالروز فرمان مشروطیت در سال 1285 هجری شمسی در کاخ صاحبقرانیه توسط مظفرالدین شاه قاجار است. انقلاب مشروطه اگرچه تحول نوینی در حیات سیاسی ایرانیان بود و افق‌های جدیدی را به جامعه‌ی ایران وعده داد، اما آرمان‌های این انقلاب به زودی در اثر مواجهه با شرایط زمانه و بویژه اختلافات و ستیزهای درونی میان نیروهای طرفدار انقلاب، رنگ باخت و در روندی معکوس، به ضد آن تبدیل شد.

ریشه‌ی ناکامی نهضت مشروطه را باید در اختلافات و کیفیت بازی میان نخبگان و جریان‌های سیاسی فعال در آن برهه از تاریخ ایران دید. در یک نگاه کلی، در نهضت مشروطه دو جریان عمده وجود داشت؛

1. جریان مشروطه‌خواه که میراث‌دار متفکرانی چون فتحعلی آخوندزاده، میرزا یوسف‌خان مستشارالدوله تبریزی، فرخ خان امین‌الدوله و... بود و روشنفکرانی چون میرزا ملکم خان ناظم الدوله، سیدحسن تقی‌زاده، صنیع‌الدوله، مشیرالدوله و دیگران آن را نمایندگی می‌کردند. این جریان خواهان بازسازی ایران بر مبنای مقتضیات جدید و نسخه‌برداری از تجدد اروپایی بود و تاحدودی بر ایران باستان تأکید داشت.

2. جریان مقابل، مشروعه‌خواهان به رهبری شیخ فضل‌الله نوری بودند که خواهان بنای مشروطه‌ای مبتنی بر سنن ملی و مذهبی خود بودند. درواقع، مشروعه‌خواهان مخالف مشروطه نبودند، بلکه درصدد مقیدسازی مشروطه به اصول شریعت اسلامی بودند.

تدوین قانون اساسی مشروطه در مجلس اول مشروطه، سرآغاز اختلاف میان مشروطه‌خواهان و تقسیم آنها به دو جریان مشروطه‌خواه و مشروطه مشروعه‌خواه بود. اختلاف از آنجا شروع شد که روشنفکرانی مانند مشیرالملک و مؤتمن‌الملک، پسران مشیرالدوله صدراعظم به اقتباس و به تعبیر دقیق‌تر(به نقل از احمد کسروی)، به ترجمه قانون اساسی مشروطه از روی قانون اساسی کشورهایی چون فرانسه و بلژیک پرداختند. درواقع، در قانونی که اینگونه تدوین شده بود به مدلی از مشروطه پرداخته شده بود که مقید به چارچوب‌های شرع نبود و حتی در پاره‌ای از موارد مانند بحث‌های مربوط به آزادی و برابری، تعارضاتی با شرع داشت. در واکنش به این قضیه بود که شیخ فضل‌الله نوری خواستار «مشروطه مشروعه» شد؛ یعنی مشروطه‌ای که چارچوب‌های آن برگرفته از شرع مقدس اسلام باشد و مغایرتی با اصول و قواعد شرعی نداشته باشد. ضمن اینکه شیخ در مواردی چون آزادی‌های مصرح در قانون اساسی مشروطه، معتقد بود که آزادی‌های مذکور به صورت مطلق آمده، ‌حال آنکه بنا به شریعت اسلام، آزادی باید محدود به قواعد شرعی باشد. درواقع،‌ وی به صراحت از مشروط بودن آزادی در متون دینی سخن می‌گفت.

با مقاومت‌ها و مخالفت‌های شیخ فضل الله نوری با قانون اساسی مشروطیت، اصلی با عنوان «نظار خمسه»؛ یعنی ناظران پنج گانه به منظور اصلاح قانون اساسی مشروطه در متمم به آن اضافه شد. مطابق با این اصل، پنج تن از مجتهدان طراز اول باید ناظر بر مصوبات مجلس شورای ملی بوده و مصوبات آن را با اصول شریعت اسلامی تطبیق دهند تا چنانچه این مصوبات با اصول شریعت اسلامی مغایر باشد، رد شده و تصویب نشود.

با این حال، اختلافات میان این دو جریان ادامه یافت و بویژه در فضای رسانه‌ای آن زمان و در روزنامه‌هایی که طرفین منتشر می‌کردند، به طرح اتهامات و توهین‌هایی علیه همدیگر پرداختند و آتش اختلافات داخلی را شعله‌ور ساختند تا اینکه اختلافات و تفرقه‌ی درونی در نهضت مشروطه، راه را برای انجام توطئه‌های خارجی هموار ساخت. در واقع، در این شرایط بود که روس‌ها که از همان ابتدا مخالف نهضت مشروطه بودند، به همکاری با محمدعلی‌ شاه برای اعاده‌ی استبداد پرداختند و به فرماندهی لیاخوف، مجلس شورای ملی را به توپ بستند. در نتیجه،‌ تعدادی از رهبران و نیروهای فعال در نهضت مشروطه، دستگیر شده؛ برخی از آنها اعدام شده و برخی دیگر مانند سیدحسن تقی‌زاده از کشور فرار کردند.

به واقع به سبب اختلافات و ستیزهایی که میان جریان‌ها و نیروهای مختلف انقلاب مشروطه درگرفت و به صورت لاینحل باقی ماند، نه تنها این انقلاب در تحقق اهداف خود ناکام ماند، بلکه با فضای پرآشوب و ضعف و زوالی که بعد از مشروطه در ایران ایجاد شد، ابتدا کشور به عرصه‌ی تاخت‌وتاز نیروهای خارجی و تقسیم آن میان روس و انگلیس در قرارداد 1907 تبدیل شد و در نهایت شرایط کشور به درجه‌ای از ناامنی رسید که همگان، اعم از نیروهای داخلی و قدرت‌های مداخله‌گر خارجی به ویژه انگلیس، به این نتیجه رسیدند که تنها راه علاج بی‌نظمی و آشوب در ایران، روی کارآمدن یک دیکتاتور خشن است؛ اینگونه بود که انقلابی که با هدف فراز کردن آرمان آزادی در حیات سیاسی اجتماعی ایرانیان شکل گرفته بود، در اثر اختلافات و ضعف و زوال داخلی، در نهایت به دیکتاتوری تمام‌عیاری ختم شد که همه‌ی خواسته‌های مشروطه‌خواهان را بر باد داد!

نکته‌ای که هم‌اکنون نیز باید موردتوجه بازیگران سیاسی مختلف قرار داشته باشد آن است که به بهانه‌ی رقابت‌های سیاسی، خطوط قرمز را زیرپا نگذارند، زیرا اگرچه دامن زدن به مباحث اختلافی و شعله‌ورسازی ستیزهای سیاسی ممکن است برای سیاسیون در کوتاه‌مدت نان و آبی داشته باشد، اما به هیچ‌وجه به صلاح مردم و آینده‌ی کشور نیست و به مثابه تخریب کشتی‌ای است که همه سرنشینان آن محسوب می‌شویم.

 

 


انتهای پیام /
کدخبرنگار: 4048